المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٣ - مبحث حال
معرفت به نصب موقوف برمعرفت به حال نيست ولى معرفت حال موقوف است برمعرفت نصب چه آنكه از خارج مىدانيم عرب حال را حتما منصوب استعمال مىكنند، پس معرفت به اينحكم موقوف برمعرفت بحال نيست ولى معرفت بحال موقوف برمعرفت به نصب مىباشد و در عين حال اشكال دور لازم نمىآيد چه آنكه دور در جائى است كه توقّف از طرفين بوده در نتيجه شيئ موقوف برخودش مىگردد.
سپس شارح مىگويد:
اين جواب را پدرم در مقابل انتقاد و اعتراض مذكور ايراد كرده در حاليكه آنرا از صاحب متوسّط كه در نظير چنين مسئلهاى آورده اخذ كرده است.
قوله: شامل ايضا للخبر و النّعت: كلمه « ايضا » يعنى همانطورى كه اين جنس شامل حال مىشود، خبر و نعت نيز مشمول آن مىباشند.
قوله: الهيئة الّتى هو عليها: ضمير « هو » به صاحب حال راجع بوده و ضمير در « عليها » به هيئت برمىگردد.
قوله: لانّه مفهم فى حال ركوبه: ضمير در « لانّه » به « راكب » راجع است.
قوله: لانّ افهامه ضمنا: ضمير در « افهامه » به حال ركوب راجع بوده و ضمير فاعلى آن به « راكب » برمىگردد بنابراين اضافه « افهام » به ضمير از باب اضافه مصدر به مفعول مىباشد و اينجمله علّت است براى « و لا يرد».
قوله: و الغرض من التّعريف الحال: جواب است از اشكال دور.
قوله: ما يقع عليه: ضمير در « يقع » به « الحال » و در « عليه » به ماء موصوله عود مىكند.
قوله: استعمال العرب له منصوبا: ضمير در « له » به حال برمىگردد.
قوله: لا معرفته ليحكم له بالنّصب: ضمير در « معرفته » و « له » به حال عود مىكنند.
قوله: فى تعريفه: يعنى فى تعريف الحال.