المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤٠ - معناى مطاوعه
معناى مطاوعه
و معناى مطاوعه اينستكه مفعول فعل فاعل را بپذيرد، پس اگر مفعول بپذيرد آنچه را كه از فاعل فعل دومفعولى سرزده فعل قطعا بيك مفعول متعدّى است مانند:
كسوت زيدا جبّة فاكتساها (پوشاندم به زيد جبّه را پس او آنرا پوشيد).
شاهد در « اكتساها » است كه فاعلش يعنى زيد مفعول است براى « كسوت » و فعل فاعل يعنى فعل متكلّم را كه دومفعولى است پذيرفته است از اينرو فعل خودش حتما متعدّى بيك مفعول مىباشد (يعنى اكتساها).
متن: «٢٧٢»
|
و عدّ لازما بحرف جرّ |
و إن حذف فالنّصب للمنجرّ |
تجزيه و تركيب
واو: بمعناى استيناف.
عدّ: فعل امر، ثلاثى مجرّد، متعدّى و ضمير فاعلى در آن مستتر است باستتار وجوبى.
لازما: اسم فاعل، مفعول براى « عدّ ».
باء: حرف جرّ، عامل، مبنى.
حرف: مجرور به باء، مضاف، متعلّق است به « عدّ ».
جرّ: مضاف اليه براى حرف.
واو: عاطفه.
ان: حرف شرط، عامل، مبنى.
حذف: ماضى، مجهول، ثلاثى مجرّد، متعدّى، مفرد، مذكّر، غائب، محلّا مجزوم است تا فعل شرط باشد.