المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١٤ - مبحث معانى حروف جر
شاهد در « عليه » است كه « على » در آن اسم بوده و بهمين خاطر كلمه « من » برسرش درآمده است.
سپس مصنّف گويد:
مذ و منذ در دو مورد اسم واقع مىشوند:
١- آنكه مابعدشان مرفوع باشد.
شارح گويد:
مانند: ما رأيته مذ يومان (نديدم او را در آندو روز).
و بايد توجّه داشت كه ايندو كلمه در زمان ماضى معنايشان اوّل مدّت بوده و در غير آن بمعناى جميع مدّت مىباشد لذا در مثال بالا معناى « مذ » اينستكه فلانى را در ابتداء آندو روز نديدم و اگر بگوئيم:
لا ارى زيدا مذ يوم الجمعة، معنايش اينستكه: نمىبينم زيد را در تمام روز جمعه.
و بهرتقدير رأى صحيح و قول درست آنستكه ايندو كلمه در چنين موردى كه كلمه بعدش مرفوع است مبتداء بوده و مابعد آنها خبر مىباشد.
بعضى عكس آنرا گفته و ملتزم شدهاند كه ايندو كلمه خبر بوده و مابعدشان مبتداء مىباشد.
برخى ديگر گفتهاند:
ايندو ظرف بوده و مابعدشان فاعل است براى « كان تامّه» كه حذف شده.
٢- آنكه پهلوى فعل قرار گرفته باشند مانند: جئت مذ دعا.
شارح گويد:
يا پهلوى جمله اسميّه قرار بگيرند مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
ما زلت ابغى المال مذانا يافع |
وليدا و كهلا حين شبت و امردا |
يعنى: پيوسته من طالب مال بودم زمانيكه ميفروختم طفل و پير را زمانيكه پيرو امرد بودم.