المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١٩ - موارد اطراد و شيوع زائد واقع شدن كان
قابل توجّه و شايان ذكر است كه بگوئيم از بين تمام افعال ناقصه مسئله زيادى اختصاص به « كان » داشته و افعال ديگر زائد واقع نمىشوند.
بلى، امسى و اصبح بطور شذوذ زائد آمدهاند چنانچه در كلام اهل لسان اين تركيب ديده شده:
ما اصبح ابردها و ما امسى ادفاها.
( چقدر خنك و سرد است و چقدر گرم و باحرارت مىباشد).
شاهد در « اصبح » و « امسى » است كه بين ماء و فعل تعجّب زائد واقع شدهاند چنانچه اينمثال را اخفش حكايت نموده است.
قوله: فى حشو: كلمه « حشو » بفتح حاء و سكون شين در لغت لائى لباس را گويند كه خيّاطها از آن استفاده مىكنند و در اصطلاح علماء بلاغت عبارتست از جزء زائد در كلام كه بآن نيازى نباشد ولى در عين حال به عذوبت و شيرينى سخن بيافزايد و گاهى بمعناى ميان و اثناء استعمال مىگردد چنانچه در اينجا همين معنا مقصود است لذا شارح در شرح آنرا به « بين اثناء الكلام» تفسير نمود.
قوله: و شذّ زيادتها بلفظ المضارع: كلمه « شذّ » در اينجا يعنى برخلاف قياس و ضمير در « زيادتها » به « كان » راجع مىباشد.
قوله: و اطّردت زيادتها: مقصود از « اطّراد » شيوع مىباشد و ضمائر مؤنّث به « كان » عود مىكنند.
قوله: و شذّ بين الجارّ و المجرور: كلمه « شذّ » در اينجا بمعناى غير مطّرد مىباشد.
قوله: و شذّ زيادة امسى و اصبح: كلمه « شذّ » در اينجا يعنى برخلاف قاعده و قياس.
متن: «١٥٥»
|
و يحذفونها و يبقون الخبر |
و بعد إن و لو كثيرا ذا اشتهر |