المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٣ - رأى اهل بصره و نظريه اهل كوفه
مهمل قرار داديم قبلا گفته شد عامل مهمل را بايد در ضميرى كه باسم ظاهر مزبور راجع است عمل داد، اكنون مىگوئيم.
اگر ضمير يادشده، ضمير غير مرفوع باشد حذفش لازم است مشروط باينكه فضله محسوب شود يعنى حذف آن موجب اشتباه نشده و نيز خبر و مفعول اوّل ظنّ نباشد مانند:
ضربت و ضربنى زيد (زدم من زيد را و زيد نيز من را زد).
شاهد در « ضربت » است كه از عمل در « زيد » مهمل قرار داده شده و در ضمير آن عمل كرده كه ضمير نيز محذوف ميباشد زيرا اوّلا از ناحيه حذفش اشتباهى رخ نداده و ثانيا فضله است يعنى نه خبر بوده و نه مفعول اوّل براى باب ظنّ.
و بايد توجّه داشت كه ذكر اين ضمير و آمدنش در قول شاعر نادر و كمياب مىباشد، وى گفته است:
|
اذا كنت ترضيه و يرضيك صاحب |
جهارا فكن فى الغيب احفظ للودّ |
يعنى: زمانيكه تو رفيقت را خوشنود كرده و او نيز تو را خوشنود نمايد در حالت آشكار و علن، پس در حالت پنهانى و پشت سر نگاهدارندهتر هستى جانب دوستى او را.
شاهد در « ترضيه » و « يرضيك » مىباشد كه با هم برسر « صاحب » تنازع كردهاند، و شاعر دوّمى را در آن عمل داده و آنرا فاعل قرار داده و اوّلى را در ضمير راجع بآن عمل داده و با اينكه واجب بود ضمير را بملاحظه غير مرفوع بودنش حذف كند معذلك ذكر كرده و اين نادر و كمياب مىباشد.
سپس گويد:
و اگر ضمير مزبور عمده يعنى غير فضله بود واجب است مؤخّر بيايد.
و عمده بودن ضمير باين است كه خبر كان يا ظنّ و يا مفعول اوّل براى ظنّ باشد.
و نيز در يك مورد ديگر ضمير را نبايد حذف كرد و آن در جائى است