المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٥ - مبحث معانى حروف جر
|
رسم دار وقفت فى طلله |
كدت اقضى الغداة من جلله |
يعنى: بسا علامت خانهاى كه مدّتى ايستادم در اثرهاى كهنه آن و نزديك شده بود كه بميرم در وقت صبح از جهت آن.
شاهد در مجرور شدن « اسم » است به « ربّ » محذوف بدون اينكه حرف جرّى در كلام باشد.
سپس مصنّف گويد:
و گاهى به غير « رب » از حروف جرّ ديگر كه محذوف هستند جرّ داده مىشود.
شارح گويد:
اين جرّ سماعى است و قياسى نميباشد مانند قول بعضى از اهل لسان كه باو گفته شد.
كيف اصبحت (چگونه صبح نمودى).
خير و الحمد للّه يعنى على خير و الحمد للّه (برخير و حمد مىكنم خدا را).
كه در اينمثال كلمه « خير » با « على » محذوف مجرور شده.
مصنّف گويد:
بعضى از اينحروف جرّ محذوف جرّشان مطّرد و شايع مىباشد.
شارح گويد:
يعنى جرّ قياسى است مانند:
بكم در هم اشتريت (بچند در هم خريدى).
كه در تقدير: بكم من در هم اشتريت مىباشد.
و نيز مانند:
مررت برجل صالح الّا صالح فطالح (مرور كردم بمردى صالح و اگر بصالح مرور نكردم پس بطالح عبور نمودم).