المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٦ - اقسام حال
١- حاليكه جامد و غير مؤوّل بمشتقّ باشد مانند:
هذا مالك ذهبا (اينست مال تو در حاليكه طلا مىباشد).
٢- حاليكه مؤكّد عاملش باشد مانند:
ولىّ مدبرا (پشت كرد در حاليكه پشتكننده بود).
٣- حاليكه عاملش برتجدّد صاحبش دلالت كند مانند:
خلق الانسان ضعيفا (انسان آفريده شد در حاليكه ناتوان است).
ب: حال باعتبار دوّم بردو قسم است: مقصوده و موطئه.
حال مقصوده: آنستكه ذاتا مقصود و مراد باشد مانند:
جاء زيد راكبا (زيد آمد در حاليكه سواره بود).
حال موطئه: آنستكه آنرا مقدّمتا براى ذكر امر ديگرى آورده باشد مانند:
فتمثّل لها بشرا سويّا (پس جبرئيل براى مريم متمثّل شد در حاليكه بشرى بود مستقيم القامه و متعارف).
شاهد در « بشرا » است كه مقدّمتا براى ذكر « سويّا » آورده شده.
ج: حال باعتبار سوّم برسه قسم است: مقارنه، مقدّره و محكيّه.
حال مقارنه: آنستكه زمانش با زمان عامل مقارن باشد مانند:
هذا بعلى شيخا (اينست شوهر من در حاليكه پيرمرد است).
حال مقدّره: آنستكه زمان آن آينده باشد مانند:
مررت برجل معه صقر صائدا به غدا (گذشتم برمردى كه با او بازى بود در حاليكه فرداى آن با باز شكار مىكرد).
حال محكيّه: آنستكه زمان آن گذشته باشد مانند:
جاء زيدا مس راكبا (آمد زيد ديروز در حاليكه سواره بود).
د: حال باعتبار چهارم بردو قسم است: مبيّنه و مؤكّده.
حال مبيّنه كه بمؤسّسه نيز ناميده ميشود آنستكه معنايش از كلام قبل استفاده نشود مانند: جاء زيد راكبا.
حال مؤكّده: آنستكه معنايش از كلام قبل استفاده گردد و آن برسه