المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٥ - دوم از نواسخ حروف مشبهة بليس(ما - لا - لات - ان)
اجازه دادهاند، زيرا در ظرف و مجرور آنچه در غيرشان بخشيده نشده، مورد بخشش مىباشد.
سپس مصنّف گويد:
اسمى كه بواسطه « لكن » يا « بل » عطف شده و بعد از خبرى كه « ما » آنرا نصب داده قرار بگيرد رفعش را لازم بدان.
شارح گويد:
مانند: ما زيد قائما لكن قاعد (زيد ايستاده نيست بلكه نشسته مىباشد).
شاهد در كلمه « قاعد » است كه مرفوع بوده تا خبر براى مبتداء محذوف باشد و تقدير « لكن هو قاعد» است و دليل برمرفوع بودن معطوف به لكن و بل اينستكه:
معطوف به ايندو حرف موجب و مثبت مىباشد و كلمه « ما » فقط در منفى عمل مىكند لذا آنچه بعد از ايندو حرف واقع شود مرفوع است بنابراين اگر معطوف بغير ايندو حرف در كلام باشد منصوب مىگردد.
قوله: و هو غير ظرف و لا مجرور: ضمير « هو » به معمول راجع است.
قوله: مبطل لعملها: ضمير در « عملها » به « ما » راجع است.
قوله: فان تقدّم و هو حرف جرّ: ضمير در « تقدّم » به معمول خبر راجع است.
قوله: يغتفر فيه ما لا يغتفر فى غيره: ضمير در « فيه » و « غيره » به كلّ واحد من الظّرف و المجرور راجع است.
قوله: لانّ المعطوف بهذين: مشار اليه « هذين » بل و لكن مىباشد.
قوله: فان كان معطوفا بغيرهما: يعنى فان كان المعطوف معطوفا بغير لكن و بل.
متن: «١٦١»
|
و بعد ما و ليس جرّ الباء الخبر |
و بعد لا و نفى كان قد يجرّ |