المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١٦ - شروط مفعول له
مصنّف گويد:
اگر مصدر معناى تعليل را اظهار و آشكار كند منصوب مىگردد در حاليكه مفعول له مىباشد مانند:
جد شكرا و دن.
شارح گويد:
كلمه در « مفعول له» در متن مصنّف منصوب است تا حال باشد و اينكه مصنّف گفت:
اگر مصدر معناى تعليل را اظهار و آشكار كند مقصود اينستكه علّت براى فعل باشد چنانچه در مثال:
جد شكرا (جود و بخشش كن بعلّت شكر) كلمه « شكرا » بيان مىكند كه علّت جود و بخشش كردن شكرگذارى است.
شروط مفعول له
مصنّف گويد:
مفعول له با آنچه در آن عمل مىكند از نظر وقت و فاعل بايد متّحد باشد:
شارح گويد:
شرط منصوب شدن مفعول له سه چيز است:
الف: آنكه مصدر باشد.
ب: آنكه با عاملش از نظر زمان متّحد باشد.
ج: آنكه با عاملش از حيث فاعل متّحد باشد.
مانند: مثال گذشته يعنى: جد شكرا.
در اينمثال كلمه « شكرا » اوّل مصدر بوده و ثانيا با عاملش يعنى « جد » از حيث زمان و فاعل متّحد است.
يعنى زمان « جد » حال است و زمان « شكرا » نيز حال مىباشد، فاعل