المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥٦ - ششم از نواسخ ظن و نظائر آن
يا بمعناى « علمت » مانند آنچه در قول نبيذ بن ربيعه عامرى آمده:
|
حسبت التّقى و الجود خير تجارة |
رباحا اذا ما المرء اصبح ثاقلا |
يعنى: دانستم كه پرهيزكارى و بخشش از حيث نفع بردن بهترين تجارت است هرگاه مرد صبح كرده و سنگين شده باشد مثل جماد.
شاهد در « حسبت » است كه بمعناى « علمت » بوده و ضمير متكلّم فاعلش بوده و « التّقى » مفعول اول آن و خير تجارة، مفعول دوّم آنست و كلمه « الجود » معطوف است به مفعول اوّل.
نه « حسبت » كه بمعناى « صرت احسب» يعنى ذا شقرة (سرخ و سفيد گشت) باشد چه آنكه در اينصورت از افعال قلوب بحساب نمىآيد.
٧- زعمت بمعناى ظننت مانند آنچه در قول ابو ذويب هذلى آمده:
|
فان تزعمينى كنت اجهل فيكم |
فانّى شريت الحلم بعدك بالجهل |
يعنى: پس اگر گمان مىكنى مرا نادانترين در ميانتان، پس همانا من خريدهام عقل و حوصله را پس از جدائى تو بثمن جهل و نادانى.
شاهد در « تزعمينى » است كه ضمير مخاطب فاعل آن بوده و (ياء) مفعول اوّلش و جمله « كنت اجهل فيكم) مفعول دوّمش مىباشد.
نه زعمت بمعناى كفلت (بعهده گرفتم) يا سمنت (چاق شدم) و يا هزلت (لاغر گرديدم) چه آنكه در صورتيكه باين معانى باشد از افعال قلوب محسوب نمىشود.
٨- عدّ بمعناى ظنّ مانند آنچه در قول نعمان بن بشير انصارى آمده:
|
و لا تعدد المولى شريكك فى الغنى |
و لكنّما المولى شريكك فى العدم |
يعنى: پس گمان مكن يار و شريك را شريك خود در وقت بىنيازى لكن شريك و يار تو كسى است كه شريكت باشد در حال فقر و تنگدستى.
شاهد در « لا تعدد» است كه ضمير مستتر فاعل آن بوده و « المولى » مفعول اوّل و « شريكك » مفعول دوّمش مىباشد.
نه « عدّ » كه از « العدّ » بمعناى حساب مشتقّ مىباشد.