المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥٨ - شرح اقسام مستثنى
« قوم » بوده و بواسطه « الّا » از آن خارج گرديده.
مستثناى منقطع آنستكه از جنس مستثنى منه نبوده و بواسطه « الّا » از آن خارج نشده بلكه از حكم آن بيرون مىرود. مانند: ما جائنى القوم الّا حمارا (نيامدند مرا قوم مگر حمار).
در اينمثال چون « حمار » از جنس قوم نيست لاجرم در آنها داخل نبوده تا با « الّا » خارج شود بلكه از حكم قوم يعنى « مجئى » بيرون مىرود.
مستثناى تامّ آنستكه مستثنا منه در كلام مذكور باشد مانند: ما جائنى القوم الّا زيد.
در اينمثال چون مستثنا منه يعنى « قوم » در كلام ذكر شده لاجرم به « زيد » مستثناى تام مىگويند.
مستثناى مفرّغ آنستكه مستثنا منه در كلام مذكور نباشد مانند: ما جائنى الّا زيد.
تقدير كلام ما جائنى احد الّا زيد مىباشد پس چون مستثنا منه يعنى (احد) در كلام نيست به زيد مستثناى مفرّغ گويند.
مستثناى موجب آنستكه قبل از مستثنا منه حرف نفى يا استفهام نباشد مانند: جائنى القوم الّا زيدا.
در اينمثال چون قبل از « قوم » كه مستثنا منه است حرف نفى يا استفهام نيامده لاجرم به « زيد » مستثناى موجب گويند.
مستثناى غير موجب آنستكه قبل از مستثنا منه حرف نفى يا استفهام باشد مانند: ما جائنى القوم الّا زيد.
مستثناى مقدّم آنستكه مستثناء قبل از مستثنا منه آمده باشد مانند: ما جائنى الّا زيدا احد.
در اينمثال « الّا زيدا» مستثناء بوده كه برمستثنا منه يعنى « احد » مقدّم گرديده.
مستثناى مؤخّر آنستكه مستثناء بعد از مستثنا منه آمده باشد مانند: ما جائنى