المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩١ - عامل مفعول مطلق
ج: كلمهاى كه برعدد مصدر دلالت كند مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
فاجلدوهم ثمانين جلدة
( پس تازيانه بزنيد ايشان را هشتاد تازيانه).
اينمثال در اصل: فاجلدوهم جلدا، بوده و پس از حذف « جلدا » كلمه « ثمانين » كه برعدد مصدر دلالت مىكند بجايش قرار داده شده.
د: كلمهاى كه برآلت مصدر دلالت دارد مانند:
ضربته سوطا (زدم او را زدنى با تازيانه).
اينمثال در اصل: ضربته ضربا، بوده سپس بعد از حذف مصدر كلمه سوطا كه آلت زدن است بجايش قرار داده شده.
ه: ضميرى كه بمصدر راجع است مانند:
لا اعذبه احدا (عذاب نمىكنم كسى را).
اينمثال در اصل « لا اعذب عذابا احدا» بوده سپس « عذابا » حذف و بجايش ضميرى گذاشته شد كه بآن عود مىكند.
و: اسم اشارهاى كه بمصدر اشاره دارد مانند:
ضربت ذلك الضرب (زدم آن زدن را).
اينمثال در اصل: ضربت ضربا بوده و پس از حذف « ضربا » ذلك الضرب بجايش قرار گرفت.
سپس شارح گويد:
و نيز آنچه در ماده با مصدر مشاك است بجايش قرار مىگيرد و آن سه چيز است:
١- اسم مصدر مانند: اغتسل غسلا (غسل كرد غسلكردنى).
اينمثال در اصل: اغتسل اغتسالا بوده سپس بجاى « اغتسال » كه مصدر است « غسل » يعنى اسم مصدر را گذاردند و هردو از نظر ماده كلمه با هم مشترك هستند.