المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٠ - عامل مفعول مطلق
گرفته و اصل آن چنين بوده:
جدّ جدّا كلّ الجدّ.
و نيز مانند لفظ « بعض » كه بمصدر اضافه گردد نظير:
ضربته بعض الضّرب (زدم او را مقدارى).
شاهد در « بعض » است كه بمصدر يعنى « الضّرب » اضافه شده و بجاى مفعول مطلق قرار گرفته و اصل آن چنين بوده:
ضربته ضربا بعض الضرب
چنانچته مصنّف در كتاب كافيّه اينرا نيز آورده است.
سپس شارح گويد:
و همچنين گاهى كلمهاى كه مرادف مصدر است از آن نيابت مىكند مانند:
افرح الجذل (شاد كن شادكردنى).
كلمه « الجذل » با ذال نقطهدار بمعناى فرح است يعنى مرادف با آن بوده و بجايش قرار گرفته.
نو نيز گاهى اوقات اشياء ذيل در محلّ مصدر واقع ميشوند:
الف: وصف مصدر مانند:
سرت احسن السّير (سير كردم سيرى كه بهترين سيرها بود).
اينمثال در اصل « سرت سيرا احسن السّير» بوده سپس « سيرا » حذف شد و وصف آن يعنى احسن السّير بجايش واقع شد.
ب: كلمهاى كه دلالت دارد برنوع مصدر مانند:
اشتمل الصمّاء. (عباء را بردوش خود انداخت بنوع انداختن صمّاء).
اينمثال در اصل « اشتمل اشتمال الصمّاء» بوده، سپس مصدر يعنى « اشتمال » را حذف كرده و كلمه « صمّاء » را كه دلالت برنوع اشتمال دارد بجايش قرار داديم.
و نيز مانند: رجعت القهقرى كه در اصل رجعت رجوع القهقرى بوده.