المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣٣ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
قوله: ما لم يعارضه: ضمير منصوبى در « لم يعارضه» برتقديم راجع است.
قوله: من كون عامله صلة لال: مانند جائنى الضّارب زيد راكبا.
قوله: او لحرف مصدرى: مانند: اعجبنى ان يضرب زيد عمروا راكبا.
قوله: او مقرونا بلام القسم: مانند: و اللّه لاضربنّ زيدا راكبا.
قوله: او الابتداء: مانند لاضربنّ زيدا جالسا.
قوله: او كونه جملة معها الواو: ضمير در « كونه » به حال راجع است مانند: كنت نبيّا و الآدم بين الماء و الطّين.
قوله: فان كان ناصبه غير فعل كاسم الفعل: مانند صه مستمعا در اينمثال كلمه « مستمعا » حال بوده و چون عاملش اسم فعل است تقدّم حال برآن جايز نيست.
قوله: او المصدر: مانند اليه مرجعكم جميعا، در اينمثال « جميعا » حال بوده و چون عاملش مصدر است يعنى « مرجعكم » تقديم حال برآن جايز نيست.
قوله: او فعلا غير متصرّف كفعل التعجّب: مانند: ما احسن زيد ضاحكا.
در اينمثال چون عامل در حال (ضاحكا) ما احسن بوده و آن غير متصرّف است لاجرم در معمولش نيز تصرّف جايز نبوده از اينرو نمىتوان معمول را برآن مقدّم داشت.
قوله: او صفة كذلك: يعنى عامل در حال وصفى بوده كه غير متصرّف باشد مانند: زيد احسن من عمرو ضاحكا كه گفتن زيد ضاحكا احسن من عمرو جائز نيست.
قوله: كافعل التّفضيل فى بعض احواله: مقصود از بعض احواله آنستكه افعل تفضيل بين دو حال واقع نشده باشد چه آنكه در صورت وسط قرار گرفتن تقديم حال برافعل تفضيل جايز مىباشد مانند مثاليكه مصنّف در عبارات بعدى ذكر كرده و آن عبارتست از:
زيد مفردا انفع من عمرو معانا (زيد در حال تنهائى مفيدتر است از عمرو در حاليكه كمك داشته باشد).