المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٢١ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
خوانده تا حال باشد و امّا بنابر قرائت آنانكه آنرا مرفوع خوانده و صفت براى « كتاب » دانستهاند آيه از محلّ استشهاد خارج است.
و نيز اگر بواسطه اضافه تخصيص خورده باشد تنكيرش جايز است مانند:
فى اربعة ايّام سواء للسّائلين.
( در چهار روز در حاليكه براى سؤالكنندهگان مساوى است).
شاهد در « اربعة » است كه ذو الحال بوده و چون بواسطه اضافه شدن به « ايّام » تخصيص خورده تنكيرش جايز است.
و همچنين اگر بعد از نفى يا نهى و يا استفهام قرار گيرد مىتوان آنرا نكره آورد.
امّا بعد از نفى مانند آنچه در آيه شريفه ذيل آمده:
و ما اهلكنا من قرية الّا و لها كتاب معلوم
( ما هيچ قريه و طائفهاى را هلاك نكردهايم مگر آنكه برايشان كتاب و برهانى آشكار قرار داديم).
شاهد در « قرية » است كه ذو الحال بوده و چون بعد از ماء نافيه واقع شده نكره آمده است.
و امّا بعد از نهى نظير آنچه در مثال ذيل آمده:
لا يبغ امرؤ على امرئ مستسهلا.
شاهد در « امرؤ » است كه ذو الحال بوده و چون بعد از لاء ناهيه قرار گرفته نكره آمده است.
و امّا بعد از استفهام مثل آنچه در قول شاعر طائى آمده:
|
يا صاح هل حمّ عيش باقيا فترى |
في نفسك العذر فى ابعادها الأملا |
يعنى: اى صاحب آيا مقدّر شده است زندگانى در حاليكه باى است هميشه پس مىبينى در نفس خود عذر خواستن را دور و طولانى گردانيدن آن نفس آرزوى را.