المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥٠ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
جمله حاليه اعمّ از آنكه مؤكّده بوده يا غير مؤكّده باشد زمانيكه با فعل مضارع خالى از « قد » آغاز گرديده و مثبت بوده يا منفى با « لاء » يا « ما » باشد و يا ابتداء با فعل ماضى شده و بدنبال الّا واقع آمده يا متلو كلمه « او » واقع باشد در تمام اينصور مشتمل است برضميرى كه رابطش محسوب ميشود اعمّ از آنكه ضمير ظاهر بوده يا مقدّر باشد و بايد توجّه داشت كه در اينفروض مذكور جمله مىبايد از « واو » خالى باشد، مانند آنچه در دو آيه ذيل آمده:
١- لا تمنن تستكثر ( اعطاء و بخشش مكن در حاليكه طلب بيش از آنرا دارى).
٢- ما لكم لا تناصرون ( شما را چه مىشود در حاليكه يارى و كمك نمىكنيد).
و نيز مانند آنچه در بيت ذيل آمده:
|
عهدتك ما تصبو و فيك شبيبة |
فما لك بعد الشّيب صبّا متيّما |
يعنى: اى نفس با تو عهد و پيمان بستم در حاليكه عشقبازى نكنى و حال آنكه در تو بود جوانى و قوّت پس تو را چه مىشود كه بعد از پيرى عاشق و بنده شدهاى.
شاهد در « ما تصبو» است كه فعل مضارع منفى با « ما » بوده و حال واقع شده و چنانچه ملاحظه مىكنيم از واو خالى است.
و مانند آنچه در آيه شريفه ذيل آمده:
و ما يأتيهم من رسول الّا كانوا به يستهزئون.
( نيامد براى ايشان رسولى مگر آنكه اينها او را مسخره مىكردند).
شاهد در « كانوا » است كه ماضى بعد از « الّا » بوده و حال واقع شده و از « واو » خالى است.
و همچنين مانند آنچه در مثال ذيل مشاهده مىشود:
لا ضربنّه ذهب او مكث.
( البتّه البتّه او را خواهم زد در حاليكه چه برود و چه توقّف كند).