المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٥ - موارد لزوم الحاق تاء تأنيث بفعل
متّصل باشد.
شارح گويد:
مانند: هند قامت (هند ايستاد).
شاهد در « قامت » است كه بآن تاء تأنيث ملحق شده و اين الحاق لازم است زيرا:
اوّلا: فعل بمؤنّث اسناد داده شده و آن ضمير « هى » است كه فاعلش مىباشد.
ثانيا: ضمير مزبور بفعل متّصل است چه آنكه ضمير « هى » اگرچه منفصل است ولى تا ماداميكه مستتر باشد متّصل محسوب مىگردد.
و اين مثال، شاهد است براى موردى كه مرجع ضمير فاعلى مؤنّث حقيقى باشد زيرا هند چنين است.
و نيز مانند: الشّمس طلعت (خورشيد درخشيد).
شاهد در « طلعت » است كه بآن تاء تأنيث ملحق شده و اين الحاق لازم است زيرا دو شرط فوق الذّكر موجود و فراهم مىباشند.
و اين مثال، شاهد است براى موردى كه مرجع ضمير فاعلى مؤنّث مجازى باشد چه آنكه شمس چنين است.
سپس شارح گويد:
بخلاف موردى كه ضمير مؤنّث فاعلى منفصل از فعل باشد كه در اينفرض الحاق تاء بفعل لازم نيست مانند: هند ما قام الّا هى (نايستاد مگر تنها هند).
شاهد در « قام » است كه ضمير فاعلى آن كه « هى » است اگرچه مؤنّث است ولى بين آن و فعل چون كلمه « الّا » فاصله شده لازم نيست فعل را بصيغه تأنيث بياوريم لذا در مثال مذكّر آورده شده بايد توجّه داشت كه گاهى تاء از فعليكه بضمير مؤنّث متّصل است و مىبايد ذكر شود حذف مىگردد و اين معنا در اشعار اتّفاق افتاده و البتّه شاذّ و نادر است چنانچه عنقريب خواهد آمد.