المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٥٢ - ششم از نواسخ ظن و نظائر آن
در هردو مفعول اوّل و بعيدا و قريبا مفعول دوّم مىباشد.
امّا « رأى » كه بمعناى « اصاب الرّيه» يا رؤيت چشم و يا رأى و اعتقاد است از مورد بحث خارج بوده و امتياز مذكور را ندارند يعنى دو مفعول را نصب نمىدهند.
٢- خال، اينكلمه ماضى است براى « يخال » بمعناى ظنّ مانند آنچه در كلام شاعر آمده:
|
ضعيف النّكاية اعدائه |
يخال الفرار يراخى الاجل |
يعنى: آنمرد از جنگ كردن با دشمنانش ناتوان است، خيال مىكند كه گريختن مرگ را بعقب مىاندازد، شاهد در « يخال » است كه فعل مضارع براى « خال » بوده و كلمه « الفرار » مفعول اوّلش بوده و جمله « يراخى الاجل» مفعول دوّمش مىباشد.
يا بمعناى علم مىباشد مانند آنچه در قول نمر بن تولب وارد شده:
|
دعانى الغواني عمّهن و خلتنى |
لى اسم فلا ادعى به و هو اوّل |
يعنى: خواندند مرا زنان صاحب جمال، عموى ايشان و در نفس خود اطمينان و يقين دارم كه براى من اسمى است پس خوانده نميشوم بآن و حال آنكه آن اوّل اسم من مىباشد.
شاهد در « خلتنى » است بمعناى « علمتنى » كه ضمير متكلّم فاعل آن بوده و « ياء » مفعول اوّلش و جمله « لى اسم» مفعول دوّمش مىباشد.
گفته شد « خال » كه مضارعش « يخال » است از افعال قلوب مىباشد نه آنچه مضارعش « يخول » بمعناى يتعهّد (بعهده مىگيرد) يا يتكبّر (كبر مىورزد) مىباشد.
٣- علمت بمعناى تيقّنت مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
فان علمتموهنّ مؤمنات ( اگر يقين پيدا كرديد كه اين زنان مؤمنات هستند).
نه علم كه بمعناى عرفت (شناختم) يا صرف اعلم (گرديدم برتر و