المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٥٦ - حذف ناصب فضله
شاهد در « زيدا » است كه اگرچه فضله است ولى حذفش جايز نيست زيرا غرض متكلّم آنستكه بگويد تنها زيد را زده و بديهى است با حذف « زيد » اين غرض بيان نميشود چه آنكه با حذف « زيد » لازم مىآيد كه « ضرب » بطور مطلق نفى شده باشد در حاليكه قصد نفى آن بطور مقيّد مىباشد يعنى ميخواهيم بگوئيم ضرب غير زيد منفى است نه بطور كلّى و مطلق تا حتّى زدن زيد نيز نفى گردد.
حذف ناصب فضله
سپس مصنّف گويد:
حذف ناصب فضله در صورتيكه براى شنونده معلوم باشد جايز است.
شارح گويد:
يعنى فعلى كه فضله را نصب مىدهد حذفش جائز است مشروط باينكه معلوم باشد مثل اينكه قرينه حاليه برآن دلالت نمايد چنانچه بكسيكه آماده رفتن به حجّ هست بگويند:
مكّة (بنصب مكّه) يعنى: تريد مكّة (سفر حجّ و مكّه اراده كردهاى).
در اينمثال چون حال شخص گواهى مىدهد براراده مكّه لاجرم باعتماد آن عامل يعنى « تريد » را حذف مىكنند.
يا قرينه مقاليّه در بين باشد مانند اينكه شخص گفته است:
من ضربت (چه كسى را شما زدى)؟
و شما در جوابش بگوئيد:
زيدا يعنى ضربت زيدا (زدم زيد را).
در اينجا به قرينه سؤال معلوم مىشود عامل در « زيدا » ضربت است كه حذف شده.
پس از آن مصنّف گويد:
و گاهى حذف ناصب فضله واجب است.