المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠١ - پارهاى از احكام افعال ناقصه
مىباشد.
|
ببذل و حلم ساد فى قومه الفتى |
و كونك ايّاه عليك يسير |
يعنى: بواسطه بخشش و بردبارى آن جوانمرد در طائفه خودش بزرگى يافت و بودن تو مثل او و متّصف شدنت به صفات وى برتو آسان و سهل است.
قوله: و لست زائلا احبّك: اين عبارت قسمتى از بيت قصيدهاى است كه حسين بن مطير اسدى آنرا سروده و تمامش چنين است:
|
قضى اللّه يا اسماء ان لست زائلا |
احبّك حتّى يغمض العين مغمض |
يعنى: خداوند متعال مقدّر فرموده كه اى اسماء من پيوسته دوستدار تو باشم تا وقتيكه ببندد چشمان مرا برهم گذراندهاى يعنى تا دم مرگ.
قوله: و بعضهم فى ليس: كلمه « بعضهم » معطوف است به « ابن معط» يعنى و خالف بعضهم.
قوله: و ردّ بقوله: ضمير نائب فاعلى در « ردّ » به بعضهم راجع بوده و مراد « قول بعضهم» مىباشد.
قوله: و قد يجب: ضمير فاعلى در « يجب » به تقديم خبر براسم راجعست.
قوله: هذا: يعنى خذ ذا.
قوله: الّا ما يذكر: مقصود « دام » و افعال مشابه با آن مىباشد.
قوله: سبقه دام: ضمير مجرورى در « سبقه » به خبر عود مىكند.
قوله: لانّها لا تخلو من وقوعها صلة: ضمائر مؤنث به « دام » راجع مىباشند.
قوله: و ما لها صدر الكلام: يعنى و كلمه « ما » داراى صدارت مىباشد.
قوله: و مثلها كلّ فعل قارنه حرف مصدرىّ: ضمير مؤنّث در « مثلها » به « دام » راجعست يعنى هرفعلى كه در ابتدائش حرف مصدرى قرار بگيرد تقديم خبرش برآن جايز نمىباشد حتّى در « كان » فلذا در مثال احبّ ان يكون زيد فاضلا جايز نيست بگوئيم: احبّ فاضلا ان يكون زيد.