المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٣ - موارد لزوم الحاق تاء تأنيث بفعل
شارح گويد:
مقصود از « مؤنّث مجازى» مؤنّثى است كه علامت تأنيث يعنى فرج را نداشته باشد.
و بهرتقدير همانطورى كه مصنّف گفته حذف تاء در مورد مزبور گاهى در شعر واقع گرديده مانند آنچه در قول عامر طائى آمده:
|
فلا مزنة و دقت ودقها |
و لا ارض ابقل ابقالها |
يعنى: پس نيست ابر سفيد كه ببارد باران خود را و نه زمينى كه بروياند سبزىها و گياهانش را.
شاهد در « ابقل » است كه فاعلش ضميرى است كه به « ارض » راجع بوده و آن مؤنّث مجازى است و على القاعده واجب است فعل در اينفرض بصيغه مؤنّث باشد ولى شاعر تاء را از آن حذف كرده است.
ابن فلاح در كتاب كافيه اين بيت را براينحمل نموده كه ضمير مزبور به محذوف راجع است نه به ارض و تقدير آن « و لا مكان للارض ابقل» بوده، بنابراين ضمير در « ابقل » به مكان و ضمير در « ابقالها » به ارض راجع مىباشد.
قوله: و حمله ابن فلاح: ضمير منصوبى در « حمله » به ضمير در « ابقل » راجع است.
متن: «٢٣٥»
|
و التّاء مع جمع سوى السّالم من |
مذكّر كالتّاء مع احدى اللّبن |
تجزيه و تركيب
واو: عاطفه.
التّاء: مبتداء.
مع: ظرف، متعلّق به « استقرّ » حال، مضاف.