المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢٠ - مبحث معانى حروف جر
ربّما يودّ الّذين كفر ( بسا دوست دارند كسانيكه كفر ورزيدند).
و مانند آنچه در قول ابى داود آمده:
|
ربما الجامل المؤبّل فيهم |
و عنا جيج بينهنّ المهار |
يعنى: بسا قطعههاى شترانى با صاحبان آنها كه مهيّا شده بودند براى خرج دادن و پذيرائى و اسبهاى نجيبى كه در ميان ايشان بود كرّههايشان.
شاهد در « رب » است كه بعد از ملحق شدن ماء كافه برسر جمله اسميّه يعنى الجامل الخ درآمده است.
و همچنين مانند آنچه در قول نهشل بن حرّى آمده:
|
اخ ما جد لم يخزنى يوم مشهد |
كما سيف عمرو لم تخنه مضاربه |
يعنى: آن مالك برادرى است بزرگوار و اين صفت دارد كه در روز نبرد نزد حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام ذليل و رسوا نكرد من را همچنانكه شمشير عمرو بن معدى كرب خيانت و كندى نكرد تيزىهاى دم او در وقتيكه زد بكمر شتر و او را دو نيمه نمود.
شاهد در « كما » است كه « ما » كاف را از عمل بازداشته است.
سپس مصنّف گويد:
و گاهى پهلوى اينحروف « ما » درآمده در حاليكه جرّ آنها محفوظ بوده و عملشان را در مابعد انجام مىدهند.
مانند آنچه در قول مضمرة بن ضمره نهشلى آمده:
|
ماوى يا ربّما غارة |
شعواء كاللّذعة بالميسم |
يعنى: اى معاويه آگاه باش چه بسيار غارت كردن پراكندهاى كه مثل سوزش بآلت داغ است.
شاهد در « ربّما » است كه با الحاق « ما » به ربّ عملش محفوظ مانده و غارة مجرور آمده است.
و نيز مانند آنچه در قول عمرو بن البراقه نهمى آمده:
|
و ننصر مولانا و نعلم انّه |
كما النّاس مجروم عليه و جارم |