المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٢١ - مبحث معانى حروف جر
يعنى: و يارى مىكنيم بزرگ و آقاى خودمان را و حال آنكه مىدانيم او مانند مردم است كه گاهى ظلم براو شده و زمانى او برغير ظلم نموده است.
شاهد در « كما » است كه با وجود الحاق ما عمل كاف كه جرّ باشد محفوظ مانده است.
قوله: ممّا خطيئاتهم: آيه (٢٥) از سوره نوح.
قوله: عمّا قليل: آيه (٤٠) از سوره مؤمنون.
قوله: فبما نقضهم: آيه (١٥٥) از سوره نساء.
متن: «٣٨٣»
|
و حذفت ربّ فجرّت بعد بل |
و الفا و بعد الواو شاع ذا العمل |
تجزيه و تركيب
واو: بمعناى استيناف.
حذفت: فعل ماضى، مفرد، مؤنّث، غائب، مجهول.
ربّ: نائب فاعل براى « حذفت ».
فاء: عاطفه.
جرّت: فعل، ماضى، مفرد، مؤنّث، غائب، معلوم.
بعد: اسم، ظرف، مضاف، متعلّق به « جرّت ».
بل: مضاف اليه.
واو: عاطفه.
الفا: معطوف به « بل ».
واو: عاطفه.
بعد: مضاف، ظرف، متعلّق به « شاع ».
الواو: مضاف اليه.
شاع: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب.