المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨١٠ - موارد رجحان نصب اسم مشتغل عنه العامل
نافيه و لاء نافيه و ان نافيه را ياد كرد مانند: ما زيدا رأيته (زيد را نديدم).
كه در اينمثال نصب زيد راجح است زيرا غالبا « ماء نافيه» برسر فعل درمىآيد چنانچه مصنّف در شرح كافيه گفته است.
و همچنين مىتوان « حيث » در حاليكه از لفظ « ما » مجرّد است را نام برد زيرا اينكلمه بملاحظه شباهتى كه به ادوات شرط دارد غالبا برسر فعل داخل مىشود مانند: حيث زيدا تلقاه فاكرمه (هركجا كه با زيد ملاقات نمودى پس اكرامش كن).
قوله: زيدا اضربه: مثال است براى موردى كه اسم سابق قبل از امر واقع شده.
قوله: عمروا لا تهنه: مثال است براى موردى كه اسم سابق قبل از نهى قرار گرفته.
قوله: خالدا اللّهم اغفر له: مثال است براى موردى كه اسم سابق پيش از دعاء آمده.
قوله: بشرا اللّهم لا تعذّبه: مثال است براى موردى كه اسم سابق قبل از دعا آمده.
قوله: و احترز بقوله: ضمير در « احترز » و « بقوله » به مصنّف راجع است.
قوله: فيجب الرّفع: يعنى اگر اسم قبل از اسم فعل قرار گيرد رفعش واجب مىباشد.
قوله: و كذا اذا كان فعل امر يراد به العموم: ضمير در « به » به فعل امر راجع است و مراد اينستكه از اسم سابق قبل از فعل امر عموم اراده شود نه از نفس فعل امر چه آنكه فعل براى اينمعنا قابليّت ندارد.
قوله: السّارق و السّارقة الخ: آيه (٣٨) از سوره مائده.
قوله: قاله ابن الحاجب: ضمير منصوبى در « قاله » به وجوب الرّفع اذا كان فعل امر يراد به العموم راجع است.
قوله: اذا وقع بعد ما الخ: ضمير در « وقع » به اسم سابق عود مىكند.