المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٧ - علامت فعل مجهول
شارح مىگويد:
مقصود اينستكه اگر مفعول به در كلام موجود باشد در احكامى كه براى فاعل ثابت است از قبيل:
رفع، عمده بودن، امتناع تقديم برفعل و غير اينها از فاعل نيابت مىكند باينمعنا كه مفعول نيز پس از آنكه بجاى فاعل قرار گرفت اعراب نصبش به رفع تبديل شده و از فضله بودن خارج و به عمده بودن مبدّل مىشود و نيز همچون فاعل تقديمش برفعل ممتنع مىباشد مانند دو مثال ذيل:
١- نيل خير نائل كه در اصل: نال زيد خير نائل بود، سپس « نال » كه بصيغه معلوم بود مجهول گرديد و به « نيل » تبديل شد قهرا فاعلش يعنى « زيد » حذف گرديد و مفعول به يعنى « خير » بجاى آن قرار گرفت و پس از نيابت از فاعل مرفوع گرديد و در كلام عمده واقع شد و از طرف ديگر تقديمش برفعل يعنى « نال » جايز نيست.
٢- زيد مضروب غلامه (زيد غلمش مورد ضرب قرار گرفت) كه در اصل: زيد ضارب غلامه بود، سپس « ضارب » را برداشته بجايش اسم مفعول را قرار داديم در نتيجه اعراب « غلامه » از نصب به « رفع » مبدّل گرديد و نائب فاعل واقع شد.
علامت فعل مجهول
مصنّف گويد:
اوّل فعل را ضمّه و حرف متّصل به آخر را در فعل ماضى كسر بده مانند: وصل.
شارح گويد:
مقصود اينستكه وقتى فعل معلوم را مجهول نمودى علامت مجهول اينستكه:
چه ماضى بوده و چه مضارع حرف اوّلش را مىبايد ضمّه داد و در