المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠٨ - تحقيق در قيود مذكور
يا از باب جرى و مشى برغالب است چه آنكه گاهى و ندرتا فاعل مجرور به « من » نيز مىآيد و آن در وقتى است كه بعد از نفى يا شبه نفى واقع شود مانند: ما جائنى من احد (نيامد نزد من هيچكس).
شاهد در « من احد» است كه فاعل براى « جائنى » بوده و در عين حال مرفوع نيست بلكه مجرور به « من » مىباشد و زمانى مجرور به « باء » استعمال مىگردد چنانچه در مثال و كفى باللّه شهيدا « خداوند شهيد را كفايت مىكند» « باللّه » فاعل است براى « كفى » ولى معذلك مجرور به « باء » آمده.
و يا مقصود مصنّف از فاعل اعمّ از كلمهاى است كه محلّا مرفوع بوده همچون دو مثال مذكور يا لفظا چنين باشد نظير آنچه خود مصنّف مثال زده است.
قوله: فعل تام: در مقابل فعل ناقص چه آنكه مرفوع بفعل ناقص را اصطلاحا فاعل نمىخوانند نظير مرفوع به « كان » ، « صار » ، « اصبح » و ساير افعال ناقصه كه مرفوع باين افعال را اسم آنها مىخوانند.
قوله: مقدّم: يعنى فعل برفاعل بايد مقدّم باشد مانند امثلهاى كه گذشت زيرا در صورتيكه فعل مؤخّر باشد مسند اليه را مبتداء (مخبر عنه) مىنامند.
قوله: فارغ: يعنى فعل از ضمير فارغ و خالى باشد تا اسم مرفوع بعد از آن فاعلش باشد و در غير اينصورت مرفوع مزبور مبتداء مؤخّر محسوب مىشود مانند: قاما زيدان، كه در اصل زيدان قاما مىباشد، پس « زيدان » مبتداء مؤخّر و « قاما » فعل و فاعل، خبر مقدّم مىباشد.
قوله: باق على الصّوغ الاصلى: يعنى فعل يادشده بايد برصيغه و هيئت اصلى خود كه معلوم بوده باقى باشد بنابراين اگر فعل بصيغه مجهول باشد مرفوع بعدش اصطلاحا نائب فاعل نام دارد نه فاعل.
قوله: او ما يقوم مقامه: ضمير در « مقامه » به فعل راجع است و اين عبارت معطوف است به « فعل تام الخ» و تقدير عبارت چنين است:
المسند اليه فعل تام او ما يقوم مقامه.