المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٤٠ - ظرف غير متصرف و مناط آن
تقدير آن: امهلته مدّة نحر جزورين مىباشد، سپس كلمه « مدّت » حذف و « نحر » بجايش قرار گرفت.
پس از آن شارح گويد:
و گاهى مصدر را ظرف و مفعول فيه قرار مىدهند بدون اينكه ظرف را در تقدير بگيرند و از همين قبيل است مثال:
ذكاة الجنين ذكاة امّه (تذكيه حمل و جنين در تذكيه مادرش مىباشد).
در اينمثال « ذكاة » دوّمى مصدر بوده و منصوب است تا مفعول فيه باشد بدون اينكه ظرفى در تقدير گرفته و بگوئيم حذف شده و مصدر بجايش قرار گرفته است.
و بسا اسم عين و ذات مضاف اليه زمان بوده و پس از حذف زمان بجاى آن قرار مىگيرد مانند:
لا اكلّمك هبيرة بن قيس.
( با تو سخن نمىگويم در مدتى كه هبيرة بن قيس غائب است).
كه در اينمثال تقدير: لا اكلّمك مدّة غيبة هبيرة بن قيس مىباشد.
قوله: او شبهها: يعنى شبه ظرفيّت.
قوله: كان مضافا اليه الظّرف: ضمير در « كان » به مصدر راجع است.
قوله: فحذف و اقيم هو مقامه: ضمير نائب فاعلى در « حذف » و ضمير مجرورى در « مقامه » به ظرف راجع بوده و ضمير « هو » به مصدر برمىگردد.
قوله: و ذاك فى ظرف الزّمان يكثر: مشار اليه « ذاك » قيام مصدر بجاى ظرف مىباشد.
قوله: نحر جزورين: نحر تذكيه و ذبح شتر را گويند و « جزورين » تثنيه « جزور » بمعناى « شتر » مىباشد.
قوله: دون تقديره: يعنى تقدير ظرف.
قوله: و منه: يعنى و من قبيل جعل المصدر ظرفا دون تقدير الظرف.
قوله: ذكاة الجنين الخ: يعنى حيوان تا ماداميكه در شكم مادر است و در