المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٦٥ - مبحث تمييز
و در دنباله « نكرة ينصب تمييزا» مىافزايد.
بقيد اوّلى كه مصنّف آورد يعنى « بمعنى من» حال خارج شد و بقيد دوّم يعنى « مبيّن » اسم لاء نفى جنس خارج گرديد چه آنكه اسم « لاء » اگرچه متضمّن معناى « من » بوده ولى « من بيانيّه» نيست و نيز مفعول دوّم « استغفر » بهمين قيد خارج ميشود چه آنكه در مثال: استغفر اللّه ذنبا (طلب آمرزش مىكنم از خداوند راجع به گناه) اگرچه تقدير « استغفر اللّه من ذنب» مىباشد ولى « من » بيانّه نيست.
و گاه باشد كه تمييز مبيّن ابهام نيست بلكه مؤكّد ماقبل است مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده: انّ عدّة الشّهور عند اللّه اثنى عشر شهرا.
( بدرستيكه تعداد ماهها نزد خداوند دوازده ماه مىباشد).
شاهد در « شهرا » است كه رافع ابهام نبوده بلكه مؤكّد مىباشد زيرا اگر ذكر و ترك آن تفاوتى در معنا نمىگذارد.
و در برخى اوقات آنرا با لفظ معرفه مىآورند مانند:
و طبت النّفس يا قيس عن عمرو (اى قيس نفست پاكيزهتر از عمرو مىباشد).
شاهد در « النّفس » است كه بلفظ معرفه آمده.
قابل ذكر و توجّه است در چنين مواردى كه تمييز لفظش معرفه است حتما در معنا نكره مىباشد.
پس از آن مىگويد:
نصب تمييز بواسطه همان كلمهاى است كه تمييز آنرا تفسير مىكند، بنابراين اگر تمييز مفسّر اسم باشد ناصبش همان اسم بوده و در صورتى كه مفسّر نسبت باشد ناصبش مسند يعنى فعل يا شبه فعل است.
تبصره
شارح مىگويد: