المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٤ - رأى اهل بصره و نظريه اهل كوفه
كه حدف آن موجب اشتباه گردد.
و امّا مثال آنچه گفته شد:
كنت و كان زيد صديقا ايّاه (بودم من صديق و بود زيد صديق).
شاهد در « كنت » و « كان » است كه هردو اسم داشته لذا برسر « صديقا » بعنوان خبريّت نزاع دارند حال آنرا معمول دوّمى قرار داده و اوّلى را در ضميرش عمل دادهايم و چون ضمير خبر براى كان است حذفش جايز نبوده از اينرو مؤخّرش آوردهايم.
ظننّى و ظننت زيدا عالما ايّاه.
( زيد من را عالم پنداشت و من نيز او را عالم دانستم).
در اينمثال « ظننّى » فعل قلبى و فاعل و مفعول اوّل بوده نياز بمفعول دوّم دارد و نيز ظننت، فعل و فاعل و « زيدا » مفعول اوّلش مىباشد پس هردو به مفعول دوّم نيازمند مىباشند از اينرو « عالما » را مفعول دوّم براى « ظننت » قرار داده و ظننّى را در ضمير آن عمل مىدهيم و چون ضمير مزبور عمده مىباشد حذف آن جايز نبوده بلكه واجب است مؤخّر ذكر شود چنانچه همينطور مىباشد.
ظننت منطلقة و ظنّتنى منطلقا هند ايّاها.
( پنداشتم هند را منطلق و او نيز مرا منطلق گمان كرد).
ظننت، فعل و فاعل و منطلقة مفعول دوّمش بوده لذا محتاج بمفعول اوّل مىباشد و ظنّتنى فعل و مفعول اوّل بوده و « منطلقا » مفعول دوّمش مىباشد لذا محتاج بفاعل است پس ايندو عامل برسر هند با يكديگر تنازع كردهاند، هند را فاعل عامل دوّم قرار داده و عامل اوّل را در ضمير آن كه « ايّاها » باشد عمل داده و آنرا مؤخّر آوردهايم.
و استعنت و استعان علىّ زيد به (طلب يارى نمودم بواسطه زيد و دشمنى نمود زيد برمن).
استعنت عبارتست از فعل و فاعل و نيازمند بمفعول بواسطه است و استعان