المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣١ - دوم از نواسخ حروف مشبهة بليس(ما - لا - لات - ان)
مانند فرموده حقتعالى:
ما انتم الّا بشر مثلنا (شما نيستيد مگر بشرى مثل ما).
شاهد در كلمه « ما » است كه بخاطر آمدن « الّا » و نقض شدن معنايش كه نفى باشد اسم يعنى (انتم) و خبرش يعنى (بشر) هردو مرفوع شدهاند.
سپس مصنّف گويد:
شرط ديگر براى عمل « ما » اينستكه ترتيب معهود مراعات شود:
شارح گويد:
كلمه « زكن » بمعناى « علم » است و مقصود از ترتيب معلوم و معهود تقدّم اسم برخبر مىباشد يعنى در صورتى « ما » عمل مزبور را مىنمايد و باسم رفع و بخبر نصب مىدهد كه اسم برخبر مقدّم باشد، پس اگر خبر براسم تقدّم پيدا نموده در حاليكه ظرف و مجرور نباشد واجب است مرفوع گردد مانند:
ما قائم زيد (زيد ايستاده نيست).
شاهد در كلمه « ما » است كه از عمل بازمانده زيرا رعايت ترتيب بين اسم و خبرش نشده يعنى خبر براسم مقدّم شده.
و همچنين « ما » از عمل بازمىماند در صورتيكه خبر ظرف بوده و براسم مقدّم شود چه آنكه ظاهر اطلاق كلام مصنّف در اينكتاب و كتاب تسهيل و عمده و شرح ايندو همين است بلكه در كتاب كافيه و شرح آن باين معنا تصريح نموده و بيان داشته كه مخالف با آن ابن عصفور مىباشد.
قوله: عند اهل الحجاز: يعنى عمليكه براى « ما » ذكر شد از نظر اهل حجاز مىباشد و امّا بنو تميم آنرا عمل نمىدهند بلكه اسم و خبر ما نزد ايشان هردو مرفوع مىباشند.
قوله: ما هنّ امّهاتهم: آيه (٢) از سوره مجادله.
قوله: فان وجدت فلا عمل لها: ضمير نائب فاعلى در « وجدت » به « ان » و ضمير مجرورى در « لها » به « ما » عود مىكند.