المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨٩ - اول كان و نظائر آن
اضحى: يعنى در وقت ظهر داخل شد.
اصبح: يعنى در وقت صبح داخل گرديد.
امسى: يعنى در زمان شب داخل شد.
صار: يعنى تحوّل پيدا كرد، گرديد.
و برخى از ادباء گفتهاند اينفعل براى نفى مطلب مىآيد اعمّ از زمان حال و غير آن.
زال: يعنى جدا شد.
البتّه معلوم باشد « زال » در صورتى از افعال ناقصه و در عداد نواسخ شمرده ميشود كه مضارعش « يزال » باشد و همين « زال » است كه معناى « جدا گرديدن» را دارد ولى « زال » در صورتيكه مضارعش « يزول » يا « يزيل » باشد از افعال تامّه بوده و در عداد افعال ناقصه نبايد قرار داده شود.
برح: بمعناى همان « زال » است و از همين مادّه « برح » كه فعل ناقص محسوب گرديده مىباشد كلمه « بارحة » بمعناى شب گذشته.
فتئ: نيز بمعناى زال مىباشد چنانچه « انفكّ » نيز همينطور است.
سپس مصنّف مىگويد:
چهار فعل اخير يعنى: زال، برح، فتئ و انفكّ بعد از نفى يا شبه آن قرار مىگيرند.
شارح گويد:
مقصود اينستكه شرط عمل نمودن اين چهار فعل و اينكه مبتداء را رفع و خبر را نصب دهند اينستكه يا بعد از شبه نفى كه نهى و دعاء است واقع شده يا بعد از نفى قرار گيرند و در غير اينصورت عمل مزبور را نمىنمايند.
پس از آن مصنّف گويد:
كلمه « دام » در حاليكه مسبوق به « ما » باشد همچون « كان » بوده باينمعنا كه بمبتداء رفع و بخبر نصب مىدهد مانند آنچه در اينمثال آمده: اعط