المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧٧ - اشيائيكه براى نائب فاعل واقع شدن قابل هستند
متصرّف و براى غير تأكيد آمده براى نيابت قابليّت داشته لاجرم در اينمثال بجاى فاعل قرار گرفته است چه آنكه اصل اينمثال « ضرب زيد ضربا شديدا» بوده يعنى زيد زد زدن شديدى، پس زيد را حذف و « ضرب » را مجهول نموديم و بعد از آن « ضربا » چون قابليّت براى نيابت را داشت از فاعل نيابت نمود.
و مثال جارّ و مجرورى كه براى نيابت قابل بوده و بجاى فاعل واقع شده باشد مانند:
و لمّا سقط فى ايديهم (و زمانيكه دستهايشان افكنده شد).
شاهد در « فى ايديهم» است كه جارّ و مجرور بوده و چون متعلّق به محذوف نبوده بلكه « سقط » متعلّق آنست و از طرف ديگر علّت نيز قرار نگرفته براى نيابت قابليّت داشته لاجرم در اينمثال بجاى فاعل قرار گرفته است چه آنكه اصل آن « و لمّا سقط قوم موسى فى ايديهم» بوده پس قوم موسى را حذف و « سقط » را مجهول نموديم و بعد از آن « فى ايديهم» چون قابليّت براى نيابت داشت بجاى فاعل قرار گرفت.
سپس شارح گويد:
ابو حيّان نحوى در كتاب « ارتشاف » نقل نموده كه بصريّين و كوفيّين متّفقند براينكه نائب فاعل تنها مجرور بوده نه جارّ و مجرور با هم و اينمقاله را كه مصنّف در اينجا ايراد داشته و گفته است هردو با هم از فاعل نيابت كردهاند احدى نگفته است.
و پس از التفات و توجّه بآنچه گفته شد اكنون مىگوئيم:
اشيائى كه براى نيابت قابل نيستند همچون:
١- اذا و عند چه آنكه اوّلى ظرف زمان و دوّمى ظرف مكان است و هيچكدام متصرّف نيستند يعنى هميشه بعنوان ظرف بايد استعمال شوند فلذا براى نيابت از فاعل قابليّت ندارند.
٢- سبحان اللّه و معاذ اللّه، دو كلمه « سبحان » و « معاذ » مصدر و مفعول مطلق هستند ولى مصدر غير متصرّف هستند زيرا هميشه بنابر مفعول مطلق بودن