المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣٧ - پارهاى از احكام حال و ذو الحال
مىباشد مانند:
سعيد مستقرّا فى هجر (سعيد در شهر هجر است در حاليكه مستقرّ و ساكن مىباشد).
شاهد در « مستقرّا » است كه حال بوده و بين عاملش كه ظرف و مخبر به است (فى هجر) و بين ذو الحال يعنى سعيد واقع شده.
و برخى از ادباء تقديم حال در اينفرض را منع كرده همانطوريكه تقديم حال برعامل و ذو الحال بالاجماع ممتنع است.
قوله: الّا كان و اخواتها: زيرا اين افعال صرفا بمنظور ربط مورد استفاده قرار مىگيرند و هيچ دلالت برحدوث حادثه و وقوع واقعهاى ندارند لذا براى عمل كردن در حال صلاحيّت ندارند.
قوله: و عسى على الاصحّ: بين ادباء اختلاف است كه آيا « عسى » فعل بوده يا فعل نيست و بنابر قول اصحّ چون فعل نيست لاجرم صلاحيّت براى عمل در حال را ندارد.
قوله: كتلك: بمعناى « اشير » كه معناى فعل را دارا بوده بدون اينكه حروف آن وجود داشته باشد.
قوله: ليت: بمعناى اتمنّى.
قوله: كانّ: بمعناى شبّهت.
قوله: لعلّ: بمعناى ترجّيت.
قوله: هاء التّنبيه: بمعناى انبّه.
قوله: و الظّروف المتضمّنة معنى الاستقرار: بمعناى « استقرّ ».
قوله: و اجازه الاخفش: ضمير منصوبى در « اجازه » به توسّط الحال راجع است.
قوله: كما منع تقديمها عليهما: ضمير در « تقديمها » به حال و در « عليهما » به عامل و ذو الحال عود مىكند.