المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٢٩ - تساوى وصف با فعل در باب اشتغال
( ازيد) اضافه شده و شاغل فعل (ضرب) بوده باينمعنا كه نگذارده فعل در « زيد » عمل كند لذا علقه و ارتباطى كه بين « ضربت » و « زيدا » هست بواسطه « اخاه » حاصل شده حال مىگوئيم:
در مثال دوّم نيز « اخاه » كه به « عمروا » عطف شده و بعنوان تابع محسوب ميشود موجب حصول علاقه بين « ضربت » و « زيد » گرديده است.
مصنّف در كتاب تسهيل شرط كرده است كه تابع يا بايد معطوف با واو بوده تا بين اسم سابق و فعل بعدش ارتباط و علقه برقرار گردد همچون مثالى را كه زديم و يا نعت (صفت) باشد مانند:
أزيدا ضربت رجلا محبّه (آيا زيد را زدم، زدم مردى كه اين صفت دارد دوستدار زيد مىباشد).
شاهد در « محبّه » است كه صفت براى « رجلا » بوده و رجلا اسمى است كه شاغل فعل (ضربت) بحساب مىآيد.
ابو حيّان در كتاب ارتشاف عطف بيان را نيز زياد كرده يعنى گفته است: تابع يا بايد معطوف با واو بوده و يا نعت باشد و يا عطف بيان محسوب شود مانند: أزيدا ضربت عمروا اخاه (آيا زيد را زدم، زدم عمرو را كه برادر زيد مىباشد).
شاهد در « اخاه » است كه عطف بيان عمرو بوده و بواسطهاش بين فعل (ضربت) و اسم سابق (زيد) علقه و ارتباط حاصل شده است.
قوله: فى ذا الباب: يعنى باب اشتغال.
قوله: وصفا ذا عمل: مقصود از « وصف » اسم فاعل و اشباه آن بوده و از « ذا عمل» وصفى است كه در معمول بتواند عمل كند و آن در وقتى است كه بمعناى حال يا استقبال بوده و بعد از همزه يا ماء نافيه قرار گرفته باشد.
قوله: ان لم يك مانع: يعنى مانعى از عمل وصف در بين نباشد.
قوله: و علقة حاصلة الخ: مقصود از « علقه » ربط بين فعل و اسم سابق مىباشد.