المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠٢ - فصل در بيان حكم«اعلم» و«ارى» و نظائر ايندو
را كه متضمّن هجو من است برايم ميفرستد.
شاهد در « نبئت » بصيغه مجهول است كه سه مفعول گرفته، مفعول اوّل آن تاء كه نائب فاعل آن بوده و « زرعه » مفعول دوّم و جمله « يهدى الخ» مفعول سوّم آن مىباشد.
ولى مشهور در « نبّاء » آنستكه بنفسه بيك مفعول متعدّى بوده و با حرف جرّ بمفاعيل ديگر متعدّى مىگردد و بهرتقدير سيرافى نحوى « اخبر » را به « ارى » ملحق نموده و در تثبيت مدّعاى خويش به قول شاعر متمسّك گرديده:
|
و ما عليك اذا اخبرتنى دنفا |
و غاب بعلك يوما ان تعودينى |
يعنى: و نيست برتو باكى در وقتيكه خبر داده شدى كه من مريض هستم و حال آنكه غائب بود شوهر تو اينكه عيادت كنى مرا در روزى.
شاهد در « اخبرتنى » است كه بصيغه مجهول بوده و سه مفعول گرفته، مفعول اوّل تاء است كه نائب فاعل بوده و مفعول دوّم ياء متكلّم و مفعول سوّم « دنفا » مىباشد.
و نيز سيرافى « حدّث » را به « ارى » ملحق نموده است مانند آنچه در قول حرث بن حلزه آمده:
|
او منعتم ما تسئلون فمن |
حدّثتموه له علينا العلاء |
يعنى: يا منع كرده و قبول ننموديد آنچنان مصالحهاى را كه سئوال كرده شدهايد از آن پس كيست آنكسى كه شما راجع باو خبر داده شدهايد، براى او است برما علو درجه و رتبه مقام.
شاه در « حدثتموه » است كه بصيغه مجهول بوده و سه مفعول گرفته، مفعول اوّل ضمير جمع بوده كه نائب فاعل است و مفعول دوّم ضمير غائب بوده و مفعول سوّم جمله « له علينا» مىباشد.
پس از آن شارح گويد:
ابو على « انباء » را به « ارى » ملحق كرده است مانند آنچه در بيت ميمون بن قيس وارد شده: