المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٩ - مبحث معانى حروف جر
|
و انّى لتعرونى لذكراك هزّة |
كما انتقض العصفور بللّه القطر |
يعنى: و هرآينه بخاطر ياد آوردن تو مرا نشاط و لرزشى فرامىگيرد همچون لرزشى كه به گنجشگ دست مىدهد در وقتيكه باران آنرا تر كرده باشد.
شاهد در « لذكراك » است كه « لام » در آن بمعناى تعليل مىباشد.
و همانطورى كه مصنّف گفته گاهى نيز « لام » زائده واقع مىشود.
و بايد توجّه داشت كه زائده آمدن لام يا بمنظور تأكيد است مانند آنچه در قول مسلم بن معبد اسدى آمده:
|
فلا و اللّه لا يلفى لمابى |
و لا للمابهم ابدا دواء |
يعنى: قسم بخدا كه يافت نميشود براى آندردى كه در ما است و نه از براى دردى كه در اينجماعت است دوائى.
شاهد در « للما » است كه لامش زائده بوده و براى تأكيد مىباشد.
و يا براى تقويت مىباشد.
و منظور از « تقويت » معنائى است بين تعديه و زيادى مانند:
ان كنتم للرّؤيا تعبرون ( اگر مىتوانيد خواب را تعبير كنيد).
شاهد در « للرّؤيا » است كه لام در آن براى تقويت است.
و نيز نظير:
فعّال لما يريد ( انجامدهنده است آنچه را كه اراده ميكند).
شاهد در « لما يريد» است كه لام در آن براى تقويت مىباشد.
مصنّف در شرح كافيه گفته:
لام تقويت را بدنبال فعلى كه متعدّى به دو مفعول است نبايد آورد و تنها اين عمل نسبت به افعال يك مفعولى جريان دارد چه آنكه آوردن لام مزبور بدنبال افعال دومفعولى امكانپذير نيست و جهتش آنستكه يا لام زائده را بايد برسر هردو مفعول درآورد يا تنها برسر يكى از آنها داخل نمود.
فرض اوّل كه معهود نيست و در صورت دوّم نيز لام را برسر هركدام از