المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٩ - حكم لاء نفى جنس
منعوتش يعنى « رجل » مبنى برفتح مىباشد.
يا منصوب باشد نظير: لا رجلا قبيحا فعله عندك.
( نيست جنس مردى كه فعلش ناپسند باشد نزد تو).
شاهد در صفت يعنى « قبيحا فعله» است كه منصوب است و متبوعش نيز منصوب مىباشد و نعت شبيه مضاف آمده.
و يا مرفوع مىباشد: لا رجل فيها ظريف
شاهد در « ظريف » است كه مفرد بوده و صفت براى « رجل » آمده و مرفوع مىباشد با اينكه موصوف مبنى برفتح است.
و نيز نظير: لا رجل قبيح فعله عندك.
شاهد در « قبيح » است كه صفت براى « رجل » بوده و مرفوع آمده.
سپس شارح مىگويد:
در نعتى كه موصوفش مبنى نيست نيز هم رفع جايز بوده و هم نصب.
يعنى اگر موصوف مضاف و يا شبه مضاف هم باشد در صفتش دو وجه جايز است، رفع و نصب مثلا مىتوانيم بگوئيم:
لا غلام رجل ظريف و لا قبيحا فعله ظريفا.
سپس مصنّف گويد:
و در عطف اگر لفظ « لا » تكرار نشود آنچه را كه براى نعت منفصل از منعوت حكم نمودى جارى بنما.
شارح گويد:
مقصود از « عطف » ، معطوف مىباشد و حاصل مراد اينستكه:
اگر به اسم « لا » لفظى را عطف نموده بدون اينكه « لاء » را برسر آن درآوريم حكمش همچون حكم نعتى است كه از منعوتش جدا ذكر شده و بينشان فاصله افتاده، بنابراين آنرا حقّ ندارى مبنى نموده بلكه يا نصبش بايد داد و يا مرفوعش قرائت نمود مانند قول شاعر در مدح مروان بن حكم و فرزندش عبد الملك.