المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧١ - علامت فعل مجهول
يعنى ضد قصر بوه و عبارتست از فعل ماضى متكلّم، صيغه متكلّم وحده اشتباه مىشود از اينرو جهت جلوگيرى از چنين اشتباهى از ضمّه دادن « طاء » در مجهولش بايد اجتناب و احتراز كنيم.
سپس مصنّف گويد:
و آنچه براى « باع » گفته شد گاهى براى فعلى همچون « حبّ » نيز ديده ميشود.
شارح گويد:
يعنى « باع » را وقتى بخواهيم مجهول كنيم گفته شد كه سه وجه در آن جايز است و آن سه عبارت بودند از كسره دادن بفاء الفعل و اشمام آن و مضموم كردنش.
حال مىگوئيم همين سه وجه گاهى در فعل ثلاثى مضاعف مجهول كه عين الفعل و لام الفعلش در هم ادغام شدهاند نيز جائز است مانند: « حبّ ».
ولى جمهور از ادباء ضمّه را در آن واجب دانستهاند.
كسانيكه كسره را در فعل مزبور تجويز كردهاند براى تثبيت رأيشان به روايت علقمه و قرائت وى كه « ردّت الينا» بكسر « راء » خوانده استدلال كردهاند.
قوله: من الاشكال المتقدّمة: يعنى اشكاليكه در ماضى مجهول معتلّ العين نقل شد.
قوله: فانّه اذا اسند الى تاء الضّمير: ضمير در « انّه » به « خاف » راجع است.
قوله: فاذا بنى للمفعول: ضمير در « بنى » به خاف برمىگردد.
قوله: مطاولة: تفاخر و نازيدن را گويند.
قوله: و اوجب الجمهور: يعنى و اوجب المشهور.
قوله: برواية علقمة: مقصود از « روايت » قرائت مىباشد.
قوله: ردّت الينا: آيه (٦٥) از سوره يوسف.