المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٩ - علامت فعل مجهول
تجزيه و تركيب
واو: بمعناى استيناف.
ان: حرف شرط، مبنى.
باء: حرف جارّ، مبنى.
شكل: مجرور بباء، متعلّق است به « خيف ».
خيف: فعل ماضى مجهول، مبنى، فعل شرط، محلّا مجزوم.
لبس: اسم، مصدر، نائب فاعل است براى « خيف ».
يجتنب: فعل مضارع مجهول، معرب، جواب است براى شرط.
واو: بمعناى استيناف.
ما: موصوله، مبتداء.
لام: حرف جارّ.
باع: مجرور به لام، متعلّق است به استقرّ، صله براى « ما ».
قد: بمعناى تقليل.
يرى: فعل مضارع مجهول، خبر براى « ما ».
لام: حرف جارّ.
نحو: مجرور به « لام » ، متعلّق است به « يرى » مضاف.
حبّ: مضاف اليه براى « نحو ».
ترجمه:
و اگر بواسطه شكلى از اشكال از اشتباه در خوف قرار گرفتيم لازم است از آن شكل اجتناب شود.
و آنچه براى « باع » ثابت است گاهى براى مثل « حبّ » نيز ديده مىشود.
شرح عربى:
( و ان بشكل) من الاشكال المتقدّمة (خيف لبس) يحصل بين فعل الفاعل و فعل المفعول (يجتنب) ذلك الشّكل كخاف، فانّه اذا اسند