المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠٦ - تتمه بحث در جواز تقديم خبر و عدم جواز آن برافعال ناقصه
تتمّه بحث در جواز تقديم خبر و عدم جواز آن برافعال ناقصه
شارح گويد:
برخى از اخبار تقديمشان برفعل واجب است و آن خبرى است كه واجد صدارت باشد همچون كلمه « كم » در مثال:
كم كان مالك (مال تو چه مقدار است).
شاهد در « كم » است كه خبر « كان » بوده و بملاحظه صدارتى كه دارد برآن مقدّم گرديده.
و بعضى از اخبار تقديمشان ممتنع بلكه تأخيرشان واجب است و آن خبرى است كه بعد از كلمه « الّا » قرار گرفته باشد مانند:
ما كان زيد الّا فى الدّار (نيست زيد مگر در خانه).
شاهد در « فى الدّار» است كه خبر « كان » بوده و چون بعد از « الّا » قرار گرفته تأخيرش لازم مىباشد.
قوله: فانّها مثلها فى عدم التّصرفّ: ضمير در « فانّها » به « ليس » و در « مثلها » به عسى راجع است.
و مقصود از « عدم التّصرّف» اينستكه براى عسى مضارع، امر، اسم فاعل و ساير مشتقّات نبوده همانطورى كه براى « ليس » نيز نميباشد.
قوله: و الاختلاف فى فعليّتها: ضمير مؤنّث در « فعليّتها » به عسى راجع است.
قوله: و قد اجمعوا على امتناع تقديم خبرها: يعنى خبر عسى برنفس « عسى ».
قوله: و فرّق ابنه: يعنى ابن مصنّف.
قوله: بينهما: يعنى بين عسى و ليس.
قوله: و هو لعلّ: ضمير « هو » به « ماله الصّدر» راجع است.
قوله: قلت: ليس ايضا الخ: كلام شارح است در تضعيف كلام ابن مصنّف.