المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩١ - حكم مستثنا به ليس و خلا و عدا و لا يكون
شاهد در « خلا » است كه « زيد » را نصب داده است.
و مستثنا به « عدا » و « يكون » در حاليكه بعد از كلمه « لا » قرار گرفته است همچنين منصوب مىباشد مانند:
قاموا لا يكون زيدا (ايستادند مگر زيد).
شاهد در « لا يكون» است كه مستثنا يعنى « زيد » را نصب داده است و اين نصب بنابر آنستكه « زيدا » خبرش بوده و اسمش همچون « ليس » در آن مستتر است.
سپس مصنّف گويد:
بواسطه دو كلمه قبل از « لا يكون» اگر خواستى مستثنا را جرّ بده.
شارح گويد:
مراد از دو كلمه قبل از « لا يكون» خلا و عدا مىباشد.
امّا خلا، مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
خلا اللّه لا ارجو سواك و انّما |
اعدّ عيالى شعبة من عيالكا |
يعنى: به غير خداوند اميد ندارم مگر بتو و بطور قطع و يقين عيال خود را شعبه و شاخهاى از عيال تو مىشمارم.
شاهد در « خلا » است كه « اللّه » را جرّ داده است.
و امّا عدا، مانند آنچه در قول شاعر ديگر آمده:
|
ابحنا حيّهم قتلا و اسرا |
عد الشّمطاء و الطّفل الصّغير |
يعنى: تجويز و مباح كرديم ما قتل و اسارت قبيله بنات عوج را مگر پيرهزنان و اطفال كوچك ايشان را كه بحال خودشان واگذارديم.
شاهد در « عدا » است كه « الشّمطاء » را جرّ داده است.
مصنّف گويد:
و بعد از كلمه « ما » مستثنا را نصب بده و جرّ آن نيز گاهى وارد شده است.