المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠٧ - مبحث معانى حروف جر
پس از آن مصنّف گويد:
كسانيكه زيرك هستند بواسطه كلمه « عن » تجاوز را قصد مىكنند و گاهى هم آنرا بجاى « بعد » و در موضع « على » استعمال نموده همانطورى كه « على » را بجاى « عن » گاهى قرار مىدهند.
شارح گويد:
كلمه « عن » در معانى ذيل استعمال مىگردد:
١- تجاوز مانند: رميت السّهم عن القوس.
( انداختم و رها نمودم تير را از كمان).
٢- بجاى كلمه « بعد » مىآيد مانند: لتركبنّ طبقا عن طبق.
( هرآينه مرتكب مىشويد طريقاى بعد از طريقه ديگر).
٣- بجاى كلمه « على » مىآيد مانند آنچه در قول حرثان بن حارث آمده:
|
لاه بن عمّك لا افضلت فى حسب |
عنّى و لا انت ديّانى فتخزونى |
يعنى: از براى خدا است خير و خوبى پسر عمّ تو، وى در حسب برمن زيادتى و شرافت ندارد و نيستى تو مالك امر من تا سياست كنى من را.
شاهد در كلمه « عنّى » است كه بمعناى « علّى » مىباشد چنانچه گاهى « على » بجاى « عن » استعمال مىگردد و مثال آن گذشت.
سپس شارح گويد:
و اين عبارت كه مصنّف در اينجا آورده و گفته (كما على موضع عن قد جعلا).
تصريح است باينكه براى هركدام از حروف جرّ معنائى است اختصاصى كه در غيرش نبوده و گاهى هم بطور نيابت بجاى حرف ديگر استعمال مىگردد.
قوله: ذهب اللّه بنورهم: آيه (١٧) از سوره بقره.
قوله: و لا يجمع بينها و بين الهمزة: ضمير در « بينها » به باء راجع است.