المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠٦ - مبحث معانى حروف جر
مبدل منه كمال تشابه و تماثل را دارد ولى در عوض بين معوّض و معوّض عنه يا تشابهى نيست و يا در صورت بودن، تشابه بين آنها در حدّ نازل مىباشد و بهرتقدير مثال موردى كه باء بمعناى عوض باشد مانند:
بعتك هذا بهذا (فروختم بتو اين را بآن).
٤- الصاق مانند: وصلت هذا بهذا (متّصل نمودم اين را باين).
٥- بمعناى « مع » مانند: نسبّح بحمدك ( تسبيح مىكنيم با حمد تو).
٦- بمعناى من تبعيضيّه مانند: عينا يشرب بها عباد اللّه ( چشمهاى كه بندگان خدا از آن مىآشامند).
٧- بمعناى عن مانند: سئل سائل بعذاب واقع ( سؤال كرد سائلى از عذابى كه واقع ميشود).
سپس مصنّف گويد:
على براى استعانت و بمعناى « فى » و « عن » مىباشد.
شارح گويد:
على براى معانى ذيل مىآيد.
١- استعلاء، اعمّ از آنكه حسّى بوده مانند:
عليها و على الفلك تحملون ( برچهارپايان و بركشتى سوار مىشويد).
يا معنوى باشد مانند: تكبّر زيد على عمرو (زيد برعمرو تكبّر نمود).
٢- بمعناى « فى » مانند: و اتّبعوا ما تتلوا الشّياطين على ملك سليمان ( پيروى كنيد آنچه را كه شياطين در ملك سليمان تلاوت كردند).
٣- بمعناى عن مانند آنچه در قول قحيف بن عمر بن سليم آمده:
|
اذا رضيت علّى بنو قشير |
لعمر اللّه اعجبنى رضاها |
يعنى: زمانيكه قبيله و پسران قشير از من خشنود شدند به ذات خداوند قسم كه به تعجّب مىآورد مرا رضايت ايشان.
در اين بيت « علّى » بمعناى « عنّى » است.