المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧٤ - علامت فعل مجهول
نيز بايد مضموم خواند و آنرا كسره دهيم همزه نيز مكسور تلفظ مىشود.
قوله: و هو على وزن افتعل الخ: ضمير « هو » به كلّ ثلاثى راجع است.
قوله: فيجوز فيه كسر التّاء: يعنى فيجوز فى كلّ واحد من انقاد، و اختار.
قوله: على حسب اللّفظ بهما: ضمير در « بهما » به تاء و قاف راجع است.
متن: «٢٥٠»
|
و قابل من ظرف او من مصدر |
أو حرف جرّ بنيابة حرى |
تجزيه و تركيب
واو: استينافيّه.
قابل: اسم فاعل، مفرد، نكره، مبتداء و عامل بودنش در جارّ و مجرور مسوّغ ابتدائيّت آن مىباشد.
من: حرف جارّ، بمعناى تبيين.
ظرف: مجرور به « من » ، متعلّق به « قابل ».
او: عاطفه.
من مصدر: جارّ و مجرور، متعلّق به قابل، معطوف به من ظرف.
او: عاطفه.
حرف: مضاف، معطوف به مصدر.
جرّ: مضاف اليه براى « حرف ».
باء: حرف جارّ، عامل، مبنى.
نيابة: مصدر، مجرور به « باء » متعلّق به حرى.
حرى: صفت مشبهه، خبر است براى قابل.
ترجمه:
ظرف يا مصدر يا حرف جرّى كه براى نيابت از فاعل قابليّت دارند شايسته هستند كه از آن نيابت كنند.