المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧٦ - اشيائيكه براى نائب فاعل واقع شدن قابل هستند
ج، حرف جرّ، و منظور از آن حرف جرّ با مجرورش بوده كه متعلّق به محذوف نبوده و نيز علّت قرار نگرفته باشد.
و هرگاه در كلام مفعول به نبوده ولى يكى از اين اشياء قرار گرفته باشند شايسته و سزاوار است كه بجاى فاعل واقع شوند و امّا مثال آنها:
مثال ظرفى كه براى نيابت قابل بوده و بجاى فاعل واقع شده باشد مانند:
سير يوم السّبت (روز شنبه سير داده شد).
شاهد در « يوم » است كه ظرف بوده و چون متصرّف و مختصّ مىباشد براى نيابت قابليّت داشته لاجرم در اينمثال بجاى فاعل قرار گرفته است چه آنكه اصل اينمثال « سار زيد يوم السّبت» بوده يعنى زيد در روز شنبه سير نمود، پس زيد را حذف و « سار » را مجهول نموديم و بعد از آن « يوم السّبت» بلحاظ قابليّتى كه داشت از فاعل نيابت نمود.
و مثال ظرف غير مختصّى كه براى نيابت قابل بوده و بجاى فاعل قرار گرفته مانند:
سير بزيد يوم (زيد در روزى سير داده شد).
شاهد در « يوم » است كه ظرف غير مختصّ بوده و چون فعل يعنى « سير » را مقيّد به « بزيد » كه معمولى ديگر براى آن است نموده لاجرم براى نيابت قابليّت داشته از اينرو بجاى فاعل واقع شده چه آنكه اصل اينمثال: « سار عمرو بزيد يوما» بوده يعنى عمرو در روزى به زيد سير نمود، پس عمرو را حذف و سار را مجهول كرديم و بعد از آن « يوم » را بلحاظ قابليّتى كه داشت بجاى فاعل قرار داديم.
و مثال مصدرى كه براى نيابت قابل بوده و بجاى فاعل واقع شده باشد مانند:
ضرب ضرب شديد (زدن شديدى صورت گرفت).
شاهد در « ضرب » است كه مصدر يعنى مفعول مطلق است و چون