المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣٠ - دوم از نواسخ حروف مشبهة بليس(ما - لا - لات - ان)
بيايد.
شارح گويد:
عمل « ليس » عبارت بود از رفع باسم و نصب به خبر.
و مقصود از « ما » همان ماء حجازيّه است كه از نظر ايشان نافيه مىباشد مانند:
ما هنّ امّهاتهم (آنان مادرهاى ايشان نيستند).
شاهد در « ما » است كه « هنّ » اسم آن بوه و محلّا مرفوع است و « امّهاتهم » خبرش مىباشد كه منصوب گرديده.
و همانطورى كه مصنّف گفته شرط عمل « ما » اينستكه « ان » نافيه با آن در كلام نيامده باشد زيرا در غير اينصورت « ما » عمل نمىكند مانند قول شاعر:
|
بنى غدانة ما ان انتم ذهب |
و لا صريف و لكن انتم الخزف |
يعنى: اى بنى غدانه شما نه طلا بوده و نه نقره مىباشيد بلكه كوزه و سفال هستيد كنايه از اينكه شما بهترين خلايق نبوده بلكه پستترين ايشان هستيد.
شاهد در كلمه « ما » است كه چون « ان » نافيه بعدش قرار گرفته عمل نكرده فلذا رفع باسم يعنى (انتم) و نصب به خبر يعنى (ذهب) نداده است بلكه ايندو قبلا بنابر مبتدائيّت و خبريّت مرفوع بودند و حالا نيز بهمان رفعشان باقى مىباشند.
مصنّف گويد:
شرط ديگر براى عمل « ما » اينستكه معناى آنكه نفى هست باقى مانده باشد.
شارح مىگويد:
يعنى اينمعنا بوسيله كلمه « الّا » نقض نگردد زيرا در صورت نقض شدن يعنى آمدن كلمه « الّا » واجب است اسم و خبر آن هردو مرفوع گردند