المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩١٤ - موارد وجوب حذف عامل مفعول مطلق
فقد: فعل ماضى مجهول، ثلاثى مجرّد، متعدّى، مبنى.
ترجمه:
مفعول له با آنچه در آن عمل مىكند از جهت وقت و از نظر فاعل متّحد است.
متن: «٣٠٠»
|
فاجرره بالحرف و ليس يمتنع |
مع الشّروط كلزهد ذا قنع |
تجزيه و تركيب
فاء: رابط جواب.
اجرر: فعل امر، حاضر، ثلاثى مجرّد، از باب نصر، ينصر، متعدّى، جواب براى ان شرطيّه.
ه: مفعول به براى « اجرر ».
واو: عاطفه.
ليس: از افعال ناقصه و ضمير مستتر در آن اسمش مىباشد.
يمتنع: فعل مضارع، معلوم، ثلاثى مزيد، از باب افتعال، خبر براى ليس.
مع: اسم، ظرف، متعلّق به « يمتنع » حال، مضاف.
الشّروط: مضاف اليه براى « مع ».
كاف: حرف جرّ و مجرورش « قولك » است كه محذوف مىباشد.
لام: حرف جارّ.
زهد: مصدر، مجرور به « لام » مفعول له.
ذا: اسم اشاره، مبتداء.
قنع: فعل ماضى، ثلاثى مجرّد، لازم، خبر.
ترجمه:
و اگر شرط مفقود بود پس مصدر را بوسيله حرف جرّ، مجرور نما و البتّه