المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١١٢ - مبحث معانى حروف جر
مىگيرد.
شارح گويد:
كاف بمعانى ذيل مىآيد.
١- تشبيه مانند: زيد كالاسد (زيد مانند شير است).
٢- تعليل مانند: و اذكروه كما هداكم ( ذكر كنيد او را بخاطر آنكه هدايت كرد شما را).
٣- زائده مانند: ليس كمثله شيئ ( مانند او هيچ چيزى نمىباشد).
٤- اسم بوده نه حرف جرّ و آن گاهى مبتداء واقع شده مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
ابدا كالفراء فوق ذراها |
حين يطوى المسامع الصّرّار |
يعنى: آنمرد هميشه از ترس دشمنان مانند خرهاى وحشى در بالاى بلنديهاى آنكوهها و بيابانها بوده تا زمانيكه در هم پيچيد و بلرزاند گوشهاى خود را جدجد.
شاهد در « كالفراء » است كه كاف در آن اسم بوده و مبتداء قرار گرفته است.
و زمانى فاعل قرار مىگيرد مانند آنچه در قول اعشى آمده:
|
اتنهون و لن ينهى ذوى شطط |
كالطّعن يذهب فيه الزّيت و الفتل |
يعنى: آيا ترك مىكنيد ظلم نمودن را و حال آنكه بازنمىدارد صاحبان ظلم را از ستم نمودن چيزى مثل زخم نيزه كه داخل شود در آن روغن زيتون و فتيلههائى كه در زخم قرار مىدهند.
شاهد در « كالطّعن » است كه كاف در آن فاعل براى « لن ينهى» مىباشد.
و در پارهاى اوقات نيز مجرور باسم و مضاف اليه واقع مىشود مانند آنچه در قول رؤبة بن عجّاج آمده:
|
و لعبت طير بهم ابابيل |
فصيّر و امثل كعصف مأكول |