المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٢ - مبحث حال
ثالثا: مفهم فى حال كذا است يعنى هيئت رجل را بيان كرده و مشخّص مىنمايد كه وى بحالت سواره بوده است.
جواب
اگرچه « راكب » مفهم حال و مبيّن هيئت است ولى اين افهام به دلالت مطابقى و صريح نبوده بلكه ضمنى مىباشد و شرط حال اينستكه معناى هيئت را بالصّراحه و به دلالت مطابقى تفهيم و بيان كند.
سؤال و انتقاد ديگر
اشكال و انتقاد ديگرى شده كه شرح آن چنين است:
نصب از احكام حال بوده همانطورى كه رفع از احكام فاعل و مبتداء و جرّ از احكام مضاف اليه مىباشد و پرواضح است احكام در مرتبه متأخّر از موضوع هستند و بعبارت ديگر:
ابتداء بايد موضوعو را شناخت و پس از آن بمعرفت احكامش پرداخت و باصطلاح معرفت احكا موقوف است برمعرفت موضوع حال اگر معرفت موضوع را موقوف برمعرفت حكم قرار دهيم اين دور است و باطل مىباشد و مصنّف در اينجا مرتكب همين معنا شده زيرا در تعريف و بيان حال كه موضوع است نصب را بعنوان معرّف آورده و گفته: الحال وصف فضلة منتصب ...
و به تعاريف دورى نميتوان وقع گذارده و اهميتى قائل شد بلكه همانطورى كه گفتيم باطل و فاسد مىباشند.
جواب
شارح در جواب مىگويد:
غرض از تعريف حال اين نيست كه آنرا شناخته تا حكم كنيم باينكه منصوب است و بعبارت ديگر: