تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٨٨
است فرمان برده، و هواء از پى او رفته، و عُجْب مرد به خويشتن؛ و سه رهاننده: ترس خداى است در نهان و آشكار او، و داد كردن است در خشم و خوشنودى، و ميانه كارها نگاه داشتن در توانگرى و درويشى.
(تفسير ابوالفتوح رازى [١] ، ج ۵، ص ۴۲؛ جامع الصغير، ج ۱، ص ۱۱۹)
اين حديث به صورت ذيل هم آمده:
ثَلاثُ مُهْلِكاتٌ شُحٌّ مُطاعٌ وَهَوى مُتَّبَعٌ وَإِعْجابُ المَرْءِ بِنَفْسِه وَثَلاثُ مُنْجِياتٌ خَشْيَةُ اللّه ِ فِى السِّرِّ وَالعَلانِيَةِ وَالقَصْدُ فِى الفَقْرِ وَالْغِنى وَالْعَدْلُ فِى الْغَضَبِ وَالرِّضا. «حلية الاولياء، ج ۲، ص ۳۴۳؛ جامع صغير، ج ۱، ص ۱۳۷» و با حذف ذيل روايت، حلية الاولياء، ج ۳، ص ۲۱۹؛ خصال صدوق، چاپ تهران، ج ۱، ص ۷۷ ـ ۷۶.
۲۱۴.أَلجارُ أَحَقُّ بِصَقَبِهِ.
[ ترجمه: همسايه سزاوارتر است به همسايه اش. ]
(تفسير ابوالفتوح رازى [٢] ، ج ۲، ص ۶۵۴؛ صحيح بخارى، ج ۳، ص ۴۳؛ ج ۵، ص ۶۲۴؛ عسقلانى، ج ۴، ص ۳۶۱؛ قسطلانى، ج ۴، ص ۱۴۹)
۲۱۵.جَرحُ العَجماءِ جَبّارٌ.
[ ترجمه: زخم نادانسته هدر است. ]
(تفسير ابوالفتوح رازى [٣] ، ج ۲، ص ۱۲۷)
۲۱۶.جَرَى القَلَمُ بِما هُوَ كائِنٌ.
[ ترجمه: قلم بر آنچه خواهد شد جريان يافت. ]
(تفسير ابوالفتوح رازى [٤] ، ج ۲، ص ۱۲۷)
۲۱۷.جَعَلَ اللّه ُ أَرواحَهُم فِي أَجوافِ طَيرٍ خُضرٍ تَرِدُ أَنهارَ الجَنَّة وَتَأكُلُ مِن ثَمارِها وَتَسرَحُ مِنَ الجَنَّةِ حَيثُ شائَت وَتَأوِي إِلى قَنادِيلَ مِن ذَهَبٍ تَحتَ العَرشِ.